تبلیغات
I am glad to have you here in my galaxy


دوشنبه 13 شهریور 1385

عزیزترین ، مهربانترین !

در کدامین فصل مرا به فراموشی سپردی ؟

 به کدامین راهزن، بار سفرمان را بخشیدی ؟

به کدامین رهگذر تازه ، مرا فروختی ؟

من؛

از فصل برگریزان نیامده بودم!

من؛

از شاخه های درختان بی برگ،

 از اندوه دلتنگی یک روز

از کمین خورشید پشت ابرها نیامده بودم 



[ دوشنبه 13 شهریور 1385 - 09:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
شنبه 14 مرداد 1385
بارش شهابی برساووشی 27 تیر هر سال همزمان با برخورد زمین با توده ذرات فعال می شود و تعداد شهابهای آن به تدریج افزایش می یابد تا در حوالی 22 مرداد به اوج خود می رسد.در این هنگام زیر آسمان تاریك می توان شاهد 60-40 شهاب در ساعت بود.پس از آن تعداد شهابها به تدریج كاهش می یابد تا اینكه در 3 شهریور با خروج زمین فعالیت آن به پایان می رسد.  
 

وقتی ذرات گرد وغباری كه در فضای بین سیارات قرار دارند وارد جو زمین می شوند در اثر سرعت بالا و اصطكاك شدید به وجود آمده می سوزند و به صورت شهاب دیده می شوند. در آسمانی صاف و تاریك ممكن است در هر ساعت چند  شهاب مشاهده كنید كه در نقاط مختلف آسمان ظاهر و به سرعت محو می شوند. اما در شبهای خاصی از سال تعداد شهابها به یكباره زیاد می شود كه به این پدیده «بارش شهابی»  گفته می شود. بارش های شهابی در اثر ورود توده ای از ذرات به جو زمین به وجود می آیند. این ذرات با سرعت های زیاد(چند ده كیلومتر در ثانیه) و تقریبا" به طور موازی وارد جو می شوند. در نتیجه از دید ناظر زمینی به نظر می آید كه همه شهابها از یك نقطه آسمان خارج می شوند كه به این نقطه كانون بارش گفته می شود.

كانون بارش در هر صورت فلكی باشد، بارش شهابی به نام آن خوانده می شود. منشاء بسیاری از بارش های شهابی، دنباله دارها هستند. این صخره های یخی با حركت خود ذرات ریزی به جا می گذارند. با  نزدیك شدن دنباله دار به خورشید تعداد ذرات به جا مانده افزایش می یابد. بنابراین مدار دنباله دار مملو از ذراتی می شود كه با همان سرعت دنباله دار و تقریبا" در همان مدار به دور خورشید گردش می كنند. به دلیل حركت متناوب زمین به دور خورشید ، سیاره ما در زمان مشخصی از سال به نزدیكی مدار دنباله دار می رسد و با برخورد به این ذرات بارش شهابی رخ می دهد.

 

تاریخچه

بارش شهابی برساووشی یكی از معروفترین بارش های شهابی سالیانه است كه در2 2-21 مرداد به اوج فعالیت خود می رسد. شاید به جرات بتوان گفت كه بارش شهابی برساووشی، یكی از شورانگیزترین فستیوالهای سالیانه نجومی باشد كه در شب های گرم تابستان منجمان آماتور را گردهم می آورد. نخستین گزارشات رصد این بارش به بیش از 2000 سال پیش بر می گردد كه در شرق دور(چین،ژاپن و ...) ثبت شده است. دنباله دار منشاء بارش برساووشی دنباله دار سویفت-تاتل است كه در سال 1862 توسط لوییس سویفت از نیویورك و هورس تاتل از رصدخانه هاروارد كشف شد. چند سال پس از كشف این دنباله دار بود كه «شیاپارلی» با كمك محاسباتش نشان داد كه دنباله دار سویفت-تاتل منشاء بارش شهابی است. این اولین بار بود كه ارتباط بارش شهابی و دنباله دار به اثبات می رسید. افزایش فعالیت بارش برساووشی در سالهای 63-1861 تایید كننده این مطلب بود. دوره تناوب دنباله دار سویفت-تاتل حدود 130 سال است و آخرین بار در اوایل ده 1990 به حضیض خود رسید و در سالهای 1992و 1991 سرعت ساعتی سمت الراسی(ZHR) آن به بیش از 200 رسید. اما در سالهای بعد  بارش برساووشی به فعالیت معمول خود ادامه داد تا اینكه همانطور كه انتظار می رفت در سال گذشته ZHR  این بارش به 200 رسید.

امسال چه خبر؟

بارش شهابی برساووشی 27 تیر هر سال همزمان با برخورد زمین با توده ذرات فعال می شود و تعداد شهابهای آن به تدریج افزایش می یابد تا در حوالی 22 مرداد به اوج خود می رسد. در این هنگام زیر آسمان تاریك می توان شاهد 60-40 شهاب در ساعت بود.پس از آن تعداد شهابها به تدریج كاهش می یابد تا اینكه در 3 شهریور با خروج زمین فعالیت آن به پایان می رسد.

امسال اوج بارش شهابی برساووشی حدود 3 بامداد 22 مرداد اتفاق می افتد. كانون بارش در ساعت 9 شب طلوع می كند و تا صبح در بالای افق قرار خواهد داشت اما وجود ماه و نزدیكی آن به كانون باعث می شود كه آسمان محل رصد  روشن باشد و بخش زیادی از شهابها از دست برود. بنابراین بارش شهابی برساووشی امسال ظهور قابل توجهی نخواهد داشت.

 
 


[ شنبه 14 مرداد 1385 - 11:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
جمعه 13 مرداد 1385

اختر شناسان آمریكائی ادعا می كنند كه ممكن است پدیده ای بنام سیاه چاله وجود نداشته باشد

آنها هر چه را كه در مسیرشان قرار بگیرد می بلعند و ذهن درخشانترین دانشمندان را بخود مشغول كرده و نرمش می دهند. اما یك گروه از دانشمندان ادعا می كنند كه ممكن است تصویر سیاه چاله ها بعنوان پدیده هائی بهت آور بطور نامید كننده ای اشتباه باشد. در واقع ، ممكن است كه این پدیده ها اصلا وجود نداشته باشند.
به گفته این محققین ، نظر سنتی اختر شناسان در مورد كیهانی كه سیاه چاله هائی نامرئی و همه چیز خوار در آن پراكنده هستند می بایست با یك نظریه دیگر جایگزین شود. این نظریه توپ های مغناطیسی و عجیبی از پلاسما را جایگزین سیاه چاله ها كرده است.
 
اگر این یافته تائید گردد – چیزی كه برخی دانشمندان در افق واقعیت نمی بینند –  فرضیه نشات گرفته از محاسبات زمین شناس انگلیسی در 1784 كه اینشتین آن را تائید كرد و توسط چهار قانونی كه پروفسور استفن هاوكینگ آنها را مطرح كرد نیز اثبات گردید بگونه ای اساسی واژگون خواهد شد.
این دانشمندان كه توسط رودی شیلد در مركز اختر فیزیك هاروارد اسمیتسونین سرپرستی می شوند در زمانیكه مشغول رصد یك كوازار بودند كه در فاصله نه بیلیون سال نوری از زمین پرسه می زند چیزی را ردیابی كرده اند كه به ادعای آنها "ناقوس مرگ" فرضیه سیاهچاله می باشد.
 
اعتقاد بر این است كه كوازارها در مركز خود دارای سیاه چاله هائی هستند. اما دانشمندان برای بررسی این فرض تعداد 14 تلسكوپ را مستقر كرده تا بگونه ای بی سابقه این جرم را تحت نظر بگیرند. با تجزیه و تحلیل سو سو زدن این كوازار ، گروه توانست ساختار درون این جرم را كاوش كند.
 
آنها یك چاله را در قرص مواد اطراف مركز كوازار كشف كردند كه در حال دهان باز كردن است. این چال به بزرگی 4000 بار فاصله بین زمین تا خورشید است. دانشمندان عقیده دارند كه این چاله فقط می تواند توسط موادی كه یك میدان مغناطیسی قوی با قدرت زیاد آنها را به بیرون پرت می كند بوجود بیاید.
 
به دلیل اینكه سیاهچاله ها میدانهای مغناطیسی ندارند ، گروه دكتر شیلد در مجله Astronomical پیشنهاد می كند كه یك گلوله چگال پلاسمائی موسوم به MECO (جرم مغناطیسی-كروی كه همیشه در حال فروریزی است) می باید منبع انرژی این كوازار باشد.
 
داری لیتر ، یكی از دانشمندان این گروه می گوید" به نظر من این اولین شاهد و مدركی است كه عنوان می كند الگوی سنتی سیاه چاله اشتباه می باشد."
 
گری گیلمور از موسسه اختر شناسی دانشگاه كمبریج می گوید كه این فرضیه می باید بیشتر دانشمندان را قانع كند. وی به تجارب و آزمایشات پیشگام سال گذشته اشاره می كند كه اولین مشاهدات مستقیم از یك سیاهچاله در مركز كهكشان راه شیری را ارائه می دادند. وی ادامه می دهد" این یك فرضیه متعلق به تعداد كمی از دانشمندان است و تقریبا بطور كامل اشتباه است. وی می گوید" قبل از اینكه در مورد سیاه چاله ها رصدها و مشاهداتی داشته باشیم ، در خصوص وجود و عدم وجود آنها  بحث های مشروعی وجود داشت. اما اكنون بسیار سخت است تصور كنیم سیاه چاله وجود ندارد و ممكن است چیز دیگری بجای آن باشد.
منبع : سایت پارس اسکای. نویسنده فرشید کریمی . از مجموعه کیهان شناسی


[ جمعه 13 مرداد 1385 - 01:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
یکشنبه 8 مرداد 1385

زمین بزرگ و باز نیست دنیای رمز و راز نیست!!!!



[ یکشنبه 8 مرداد 1385 - 02:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 8 مرداد 1385 - 02:07 ق.ظ]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
چهارشنبه 28 تیر 1385

دوست معمولی هیچگاه نمیتواند گریه تورا ببیند.

دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود.

دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمیداند.

دوست واقعی شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد.

دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت میشود.

دوست واقعی میپرسد چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری؟

دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.

دوست واقعی سعی در حل آنها میکند.

دوست معمولی مانند یک مهمان عمل میکندو منتظر میماند تا از او پذیرایی کنی.

دوست واقعی به سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی میکند.

دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.

دوست واقعی میداند که بعد از یک مرافعه دوستی محکمتر میشود.

دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند

 

 

 



[ چهارشنبه 28 تیر 1385 - 08:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 28 تیر 1385 - 08:07 ق.ظ]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
سه شنبه 27 تیر 1385

نامه مادر زین الدین زیدان منتشر شد

 

ابراهیم نبوی

e.nabavi@roozonline.com

۲۵ تیر ۱۳۸۵

 

در پی برخی شایعات در مورد درگیری اخیر زین الدین زیدان و ماتراتزی، بازیکن ایتالیایی در مسابقه فینال جام جهانی و اظهارات زیدان مبنی بر ارائه برخی فحش های مربوط به خواهر و مادرو به دنبال عذرخواهی زین الدین زیدان از مردم و همچنین در پی ارسال نامه حمایت علاء الدین بروجردی از زیدان و برخی موارد دیگر، نامه مادر زیدان از بیمارستانی در پاریس منتشر شد. این نامه جز اینکه یک سند معتبر تاریخی است، یک کاوش درونی در احوال مادری رنج کشیده است که خود ا در معرض بی آبرویی دیده و به همین دلیل با سرنوشت مبارزه می کند. ترجمه این متن توسط یک مترجم انجام شده است.

 

زیزو جان!**

 

این نامه را از بیمارستان برایت می نگارم. در حالی که قلب این مادر برای پسرش می تپد و آرزو دارم که بزودی از قفس تنگ بیمارستان مرخص و به منزل بازگشته، که به قول پدرت، هیچ جا خانه خود آدم نمی شود. و دلم می خواهد زودتر بیایم و دیده به دیدار آن زیزو و لوسیا جان و دسته گل های شما تازه نمایم. اما در این حال خواهرت بیمارستان آمد و به من گفت که شما در فوتبال دعوا نمودی و قلب مرا پر از اشک نمود.

 

زیزو جان!

این چه کاری بود که شما با ماتراتزی نمودی؟ روزی که اولین بار پدرت برای تو توپ فوتبالی چرمی خریده و به شما داد، مگر با شما شرط نکرد که در فوتبال دعوا نکنی و اگر عصبانی شدی به جوان مردم لگد نزنی و در بازی کتک کاری ننمائی و شیشه خانه همسایه ها نشکنی. در تلویزیون صدبار هم بیشتر فیلم تو را نشان دادند که با سرت توی سینه آن جوان مادرمرده و او را نقش بر زمین نمودی. این کارها چی بود کردی؟ مگر تو لات شدی؟ مگر تو مثل این آشغال های پونت اواز شدی که کله می زنی؟ آیا عهد پدر را فراموش کردی و آبروی خانواده را می بری؟ آیا شعر « بودلر» شاعر بزرگ فرانسوی را که خودت با خط خوش در جوانی نوشته بودی فراموش کردی که می فرماید:

ارزش ندارد آن که پریشان کنی دلی

سر برشکم بکوبی و بی هیچ حاصلی

 

زیزو جان! جان مادر!

این خبرها چیست که در روزنامه ها و تلویزیون ها درباره شما می گویند؟ من اینها را شنیده و از خجالت سر زیر پتو کرده، گریه می کنم. مگر تو به من قول ندادی که وارد سیاست نشوی؟ چون به قول پدرت سیاست پدر و مادر ندارد و هرکس وارد آن شد بدبخت و بی آبرو می شود. آیا وارد سیاست شدی که من خبر ندارم؟ یک نفر گفت که چند نفر از رهبران سیاسی ایران برای تو نامه نوشته و از شما حمایت کرده. مگر شما چکار کردی که اینها از شما حمایت می کنند؟ زیزوجان! چرا به فکر آبروی من و خواهر و لوسیا جان و فرزندانت و خانواده نیستی؟ ما از دست این مسلمانها فرار کردیم و آمدیم اینجا، چرا اینها را دنبال خودت راه انداختی؟ تو مگر خدای ناکرده مثل این مسلمانهای بانلیو شدی که به تو می گویند تروریست؟ و اگر آن جوان مادر مرده به تو نگفته تروریست، چرا این تروریست ها از شما حمایت می نمایند؟ به قول شاعر بزرگ لافونتن

با بد منشین و حرف بد نشنو

ای عزیز جان دل من زیزو

 

زیزو جان!

قربان آن سرت بروم که هر مویت که ریخته است یک گل زده و یک افتخار کسب کردی. این همان سر نازنین بود که وقتی بچه بودی شپش هایت را با انگشتان رنجور خودم می گرفتم. تو باید با این سر به توپ بزنی و برای فرزندان و لوسیا جان افتخار کسب کنی، نه این که به سینه یک جوان مادر مرده یتیم بزنی. زورت زیاد شده یا فریب شهرت دنیا را خوردی؟ تو که این جوری نبودی. مگر آن جوان با تو چه کرده بود؟ خودت گفتی که به تو فحش خواهر و مادر داد. تو به خاطر فحش خواهر و مادر به او کله زدی؟ مگر تو نمی دانی که فحش باد هواست؟ مگر تو مثل این لات های غیرتی شدی که کله می زنی؟ شما که لوسیا جان همسر عزیزت و عروس نورچشم من، قبلا رقاصه و مدل عکاسی بوده است، باید چشمت به دنیا باز باشد، نه اینکه مثل این لاتهایی که غیرتی هستند، تا یک فحش می شنوند غیرتی بشوی. صدبار به شما گفتم که هرچه سر به زیر و مودب باشی برای خانواده بهتر است. آیا پند مادرت را فراموش کردی؟

ای کاش دیروز مرده بودم و این چیزها را نمی دیدم. چند نفر از این همسایه های قدیمی که از دست شان فرار کردیم آمده بودند به دیدار من، با من یک جوری حرف می زدند انگار که من تروریست هستم و بخاطر عملیات استشهادی به بیمارستان افتاده ام و آنها به من افتخار می کنند. مرده شور افتخارشان را ببرد که آبروی مرا پیش دکترها و درومحله بردند. من که بخاطر تروریست ها بیمارستان نیامدم، من دریچه قلبم گشاد شد و درد زیادی دارم. اینها چه بی آبرویی است که آخر عمری سر من می آوری؟

 

زیزو جان!

مادر شما را نصیحت می کند که دیگر از این کارها ننمائی و کاری نکنی که مسلمانها از شما حمایت کرده و آبروی خانوادگی مان را ببرند. اگر یک بار دیگر کله زدی، دیگر نه من نه شما، تو را عاق می کنم و دیگر به رویت نگاه هم نمی کنم.

 

لوسیا جان را سلام دارد و بچه ها، انزو و لوکا و تئو و الیاس را از جای من ببوس.



[ سه شنبه 27 تیر 1385 - 10:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
یکشنبه 25 تیر 1385

ترکیبی شگفت‌انگیز از آب و خاک و سرما

دوربین مدارگرد مریخ که بر روی فضاپیمای نقشه‌بردار مریخ نصب شده است، نمایی نزدیک از آب‌راه‌های شکل‌گرفته در دیواره شمالی گودالی بدون نام را به‌تصویر کشیده است.

این گودال در 47.4 درجه جنوبی و 322.8 درجه غربی مریخ، در غرب هلاس پلانیشیا (Hellas Planitia) قرار گرفته است و حرکتی از اجرام سنگین (مانند رانش زمین) در ترکیب با جریان رودخانه‌ای موسمی ( آشغال‌های مملو از آب)، آب‌راه‌هایی را در سطح خشک سیاره سرخ پدید آورده است. آن‌طرف‌تر از این آب‌راه‌ها، در سمت چپ تصویر، تپه‌هایی از شن روان دیده می‌شود که آن‌ها هم با شبنم‌های زمستانی پوشیده شده‌اند. طول تصویر معادل 3 کیلومتر است و نمایی از زمستان مریخ را در نیم‌کره شمالی سیاره سرخ نشان می‌دهد.
نقشه‌بردار سراسری مریخ از سال1377 / 1998 بر گرد سیاره سرخ گردش می‌کند و هر چند روز اطلاعات دقیقی از توزیع غبار و دما در سراسر سیاره سرخ ارسال می‌کند. آزمایشگاه پیشرانش ناسا مسوولیت کنترل این فضاپیما را برعهده دارد.

 



منبع خبر : پایگاه اطلاع‌رسانی نقشه‌بردار سراسری مریخ، آزمایشگاه پیشرانش جت، ناسا

عکس بزرگتر



[ یکشنبه 25 تیر 1385 - 01:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
شنبه 24 تیر 1385

اگر سطح ماه را با تلسکوپ دیده باشید، حتما عوارض پیچ‌خورده‌ای را روی سطح آبله‌گون قمر زمین دیده‌اید که شبیه به خامه روی قهوه است. این عوارض مسطح که لونارسویرل (پیچ‌وتاب‌های روی ماه) نام دارند، توده‌های غبار رنگ‌پریده‌ای هستند که در الگوهایی پیچ‌خورده روی سطح تاریک‌تر ماه پخش شده‌اند. جالب این‌جا است که میدان مغناطیسی این مناطق با محیط اطرافشان تفاوت دارد. برخی دانشمندان حدس زده‌اند که میدان مغناطیسی این نواحی از برنزه‌شدن خاک ماه بر اثر باد‌های خورشیدی جلوگیری می‌کند و الگویی غیرعادی را پدید می‌آورد.

یک فنجان قهوه داغ را تصور کنید که رنگ کاملا تیره‌ای دارد. حال یک قطره شیر روی آن بریزید و فنجان را آرام تکان دهید. قطره آرام آرام در مسیرهایی مارپیچ بر سطح قهوه پخش می‌شود. اگر این تصویر را یک میلیون بار بزرگ کنید، به الگویی می‌رسید که در پیچ‌خوردگی‌های روی ماه دیده می‌شود! به‌نظر می‌رسد لونارسویرل‌ها جلگه‌هایی پیچ‌وتاب خورده از غبار رنگ‌پریده سطح ماه باشند که ده‌ها کیلومتر بر سطح این قمر پیچ خورده‌اند. آنها کاملا مسطحند و میدانی مغناطیسی از آنها محافظت می‌کند. باب لین، استاد دانشگاه کالیفرنیا، برکلی که چهل سال است این پدیده را مطالعه می‌کند در مورد آنها می‌گوید:« ما هنوز نمی‌دانیم این پیچ‌خوردگی‌ها چیستند، فقط فهمیده‌ایم که بسیار عجیبند ».

یکی از بزرگ‌ترین این پیچ‌خوردگی‌ها را می‌توان با یک تلسکوپ آماتوری هم دید. این عارضه که رینرگاما نام دارد، نزدیک ساحل غربی اقیانوس طوفان‌ها (Oceanus Procellarum) واقع شده و در نگاه اول همانند گودالی برخوردی به‌نظر می‌رسد که به شکل غریبی نامنظم است. راستش را بخواهید، سیاره‌شناسان هم تا سال‌ها فکر می‌کردند که این عارضه یک گودال عجیب است، اما در سال 1966، لونار اوربیتر2 با پرواز بر فراز این منطقه توانست تصاویری از رینرگاما تهیه کند. این تصاویر سیاه‌وسفید و کم کیفیت نشان داد این پدیده هرچه باشد، یک گودال نیست.
چندی بعد، دو پیچ‌خوردگی دیگر نیز پیدا شد. این دو دقیقا در آن سوی ماه، مقابل بسترهای برخوردی بین دریای باران‌ها (Mare Imbrium) و دریای شرقی (Mare Orientale) واقع شده‌اند. به‌نظر می‌رسید برخوردی در یک سوی ماه منجر به پدید آمدن پیچ‌خوردگی‌هایی در سوی دیگر ماه می‌شود، اما کسی نتوانست این پدیده را توضیح دهد.
در سال 1972، لین و همکارانش به‌طور اتفاقی کشف کردند که این پیچ‌خوردگی‌ها خواص مغناطیسی دارند. این کشف هم مانند بسیاری دیگر از کشفیات علمی، زمانی اتفاق افتاد که این گروه بر روی موضوع کاملا متفاوتی مطالعه می‌کردند؛ دنباله مغناطیسی زمین، ادامه میدان مغناطیسی زمین که بر اثر برهمکنش بادهای خورشیدی با این میدان بیش‌از یک‌ونیم میلیون کیلومتر در فضا کشیده شده است. لین و همکارانش برای بررسی این دنباله دو ماهواره کوچک ساختند و از ناسا خواستند آن‌ها را در مدار ماه قرار دهد. ماه ، جای بسیار مناسبی برای آزمایش این دنباله مغناطیسی است، زیرا در هر گردش ماهیانه خود به دور زمین از میان این دنباله عبور می‌کند.
این ماهواره‌ها را سرنشینان آپولو15 در سال 1971 و آپولو16 در سال 1972 در مدار ماه قرار دادند و چندی بعد، آشکارسازهای الکترون و مغناطیس‌سنج‌های نصب‌شده روی ماهواره‌ها، جمع‌آوری اطلاعات را آغاز کردند. نتایج ارسالی این ماهواره‌ها اطلاعات ارزشمندی را از دنباله مغناطیسی زمین فراهم کرد، اما دانشمندان توانستند به اطلاعات مهم‌تری از ماه نیز دست پیدا کنند.

هنگامی‌که ماهواره‌ها از فاصله صد کیلومتری سطح ماه عبور می‌کردند، میدان مغناطیسی عجیبی را ثبت می‌کردند. این میدان مغناطیسی از سطح ماه خارج می‌شد، تا ارتفاع بالایی صعود می‌کرد و حسگرهای ماهواره‌ها را تحت تاثیر قرار می‌داد. دانشمندان نتیجه گرفتند که ماه دارای میدان مغناطیسی است، اما این میدان برخلاف میدان سراسری زمین، شبیه به لحافی بزرگ بود که جای‌جای آن را سوراخ کرده باشند.
قوی‌ترین میدان مغناطیسی برفراز پیچ‌خوردگی‌های ماه ثبت شده بود. میدان مغناطیسی در سطح این پیچ‌خوردگی‌ها چند صد نانوتسلا (میدان مغناطیسی زمین سی‌هزار نانو تسلا است) اندازه‌گیری شد و جالب این بود که جهت‌گیری میدان مرتب تغییر می‌کرد.
لین هنوز هم معتقد است که این میدان‌های مغناطیسی عجیب، نقش مهمی در منشا این پیچ‌خوردگی‌ها برعهده دارند. او حدس می‌زند حدود چهار میلیارد سال پیش، ماه هسته‌ای از آهن مایع داشت و بالتبع یک میدان مغناطیسی سراسری هم در اطراف این قمر وجود داشت. اگر سیارکی به ماه برخورد می‌کرد، ابری از گاز رسانای الکتریکی (یک محیط پلاسمایی) تشکیل می‌شد که اطراف ماه را دربر می‌گرفت و میدان مغناطیسی ماه را به عقب می‌راند. این ابر می‌توانست در نقطه‌ای کاملا مقابل محل برخورد سیارک بسته شود و میدان مغناطیسی را در آنجا متمرکز کند. میلیون‌ها سال بعد، هسته ماه سرد ‌شد و میدان مغناطیسی سراسری ماه از بین رفت، اما قوی‌ترین بخش‌های میدان مغناطیسی باقی ‌ماندند و همان پیچ‌وتاب‌‌هایی را تشکیل دادند که امروز می‌بینیم.
این نظریه می‌تواند ظاهر روشن و خامه‌مانند (!) این پیچ‌وتاب‌ها را توضیح دهد. برخی از پژوهشگران نشان داده‌اند که برخورد بادهای خورشیدی به سطح ماه، آن را در درازمدت تیره می‌کند. اما میدان مغناطیسی این پیچ‌وتاب‌ها سبب می‌شود بادهای خورشدی بازتاب شوند و آنها روشن باقی بمانند. اگر این نظر درست باشد، این پیچ‌خوردگی‌ها، سایه‌ای سفید از پیچ‌وتاب‌های میدان مغناطیسی بر فراز این نواحی است.
این نظریه بسیاری از مشکلات را پاسخ می‌دهد، اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: دو پیچ‌خوردگی ماه دقیقا در مقابل یک گودال برخوردی قرار دارند، اما رینرگاما چنین خاصیتی ندارد. بنابراین نظریه برخورد سیارک و ایجاد ابر پلاسمایی برای این پیچ‌خوردگی مناسب نیست. چه باید کرد؟
خوشبختانه ناسا قصد دارد به ماه بازگردد و شواهد بیشتری جمع‌آوری کند. مدارگرد بازاکتشافی ماه، LRO، نخستین ابزاری است که در سال 2008 رهسپار قمر زمین خواهد شد و با دوربین بسیار پیشرفته خود که به پرتوهای لیزر مجهز است، نقشه‌هایی سه‌بعدی از تمام سطح ماه تهیه خواهد کرد. دانشمندان از هم‌اکنون منتظر تصاویر هیجان‌انگیز این مدارگرد از پیچ‌خوردگی‌های ماه هستند.
یکی دیگر از ابزارهای ناسا به نام نقشه‌بردار کانی‌شناسی ماه، قرار است در سال 2008 سوار بر فضاپیمای هندی چاندرایان1 رهسپار ماه شود. این ابزار به یک طیف‌نگار فروسرخ مجهز است که می‌تواند پوسته ماه را بررسی کند و جزئیات دقیقی از ترکیبات شیمیایی موجود در سطح ماه را آشکار کند. این ابزار نیز تمام سطح ماه را بررسی خواهد کرد.
سا‌ل‌ها است سیاره‌شناسان در جستجوی پاسخ این پرسشند که این پیچ‌وتاب‌ها از چه ساخته شده‌اند؟ آیا آنها واقعا مسطحند؟ چرا این پیچ‌وتاب‌های خامه‌ای با پوسته قهوه‌مانند متفاوتند؟ اما شاید پاسخ این‌ها در یک فنجان قهوه نهفته باشد!

 
منبع خبر : Universetoday.com



[ شنبه 24 تیر 1385 - 02:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 24 تیر 1385 - 02:07 ق.ظ]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
شنبه 24 تیر 1385

سیاه‌چاله‌های جهان آغازین، برخی قوانین فیزیک را دور زدند تا بتوانند به‌سرعت رشد کنند و به ابعاد بزرگتر دست پیدا کنند. با این یافته یکی از قدیمی‌ترین معماهای سیاه‌چاله‌ها حل شده است، این‌که سیاه‌چاله‌های بسیار سنگین چگونه توانسته‌اند این‌قدر سریع در آغاز جهان تشکیل شوند.

شرح عکس: جت‌هایی از ماده که به رنگ صورتی نمایش داده شده است، از یک جفت سیاه‌چاله ابرسنگین در خوشه کهکشانی آبل400 به بیرون فوران می‌کنند. این تصویر ترکیبی از تصاویر پرتوی ایکس رصدخانه فضایی چاندرا و تصاویر رادیویی VLA است.

مارتا ولونتری و مارتین ریس، اخترفیزیک‌دانان دانشگاه کمبریج در جدیدترین تحلیل‌های خود تمام عوامل مهم تاثیرگذار در رشد سیاه‌چاله‌ها را درنظر گرفته‌اند و نشان داده‌اند که رشد بسیار سریع سیاه‌چاله‌ها غیرممکن نیست. دلیل این پدیده هم احتمالا این است که این موجودات، حتی تابش‌هایی را که به‌هنگام بلعیدن مواد اطراف تولید می‌شوند، جذب می‌کنند و از بروز یک انفجار مخرب جلوگیری می‌کنند.
معمای رشد سریع سیاه‌چاله‌ها زمانی مطرح شد که اخترشناسان توانستند ابر سیاه‌چاله‌های بسیار عظیمی را در مرزهای جهان قابل رویت رصد کنند که هریک میلیاردها برابر خورشید سنگینی داشته‌اند. این درست که سیاه‌چاله‌ها نامریی هستند، اما موادی که به‌درونشان سقوط می‌کند، در اثر اصطکاک داغ می‌شوند و پرتوهای پرقدرت ایکس ساطع می‌کنند. این تابش‌های بسیار پرانرژی از دور، شبیه به ستارگان به‌نظر می‌رسد و از این رو، اخترشناسان آنها را اختروش نام نهاده‌اند.
دانشمندان تا به امروز نمی‌توانستند توضیح دهند که این سیاه‌چاله‌ها چطور توانسته‌اند این همه ماده را در شرایطی جمع‌آوری کنند که زمان زیادی از مهبانگ نگذشته بود. یکی از راه‌حل های پیشنهادی این است که سیاه‌چاله‌های آغازین به شکلی توانسته‌اند از سد یکی از مهم‌ترین قوانین محدودکننده فیزیک اجرام آسمانی عبور کنند. این قانون که حد ادینگتون نام دارد، رشد اجرامی را که با جذب مواد بزرگ می‌شوند، محدود می‌کند. حد ادینگتون در سیاه‌چاله‌ها، به این شکل است که اگر سیاه‌چاله‌ای مواد اطرافش را خیلی سریع ببلعد، قرص برافزایشی مواد بسیار داغ می‌شود و چنان انرژی عظیمی را آزاد می‌کند که عملا منفجر می‌شود و چیزی برای جذب شدن باقی نمی‌گذارد؛ بنابراین رشد سیاه‌چاله متوقف می شود.
برخی از فیزیک‌دانان حدس زده بودند که احتمالا سیاه‌چاله راهی برای فرار از حد ادینگتون پیدا کرده است، بدین شکل که انرژی ساطع شده از قرص برافزایشی را پیش از آن‌که فرصتی برای متلاشی کردن قرص داشته باشد، می‌بلعد! به‌نظر آنها، در داخلی‌ترین بخش‌های قرص که بسیار چگال هم هستند، پرتوهای ایکس مرتب با مواد برخورد می‌کنند و شرایط بسیار دشواری را برای فرار به فواصل دورتر تجربه می‌کنند، تا آن‌که درنهایت مانند دیگر مواد اطراف به کام بی‌انتهای سیاه‌چاله فرو می‌افتند.
اما این فقط یک حدس بود و مشخص نمی‌کرد آیا این سیاه‌چاله‌ها می‌توانند آن‌قدر سریع رشد کنند که دیگر محدودیت‌ها را هم بشکنند یا خیر؛ به‌ عنوان مثال، زیاد پیش می‌آید که ابرهای غنی از مواد خام، این مهمان مفت‌خور را بیرون می‌کنند و در نتیجه سیاه‌چاله‌ها به فضای میان ستاره‌ای پرتاب می‌شوند. در فضای میان ستاره‌ای هم که چیزی برای خوردن پیدا نمی‌شود و رشد سیاه‌چاله متوقف می‌شود.
اما تحیل‌های ولونتری و ریس نشان داده است که اگر آهنگ بیرون شدن سیاه‌چاله‌ها از کهکشان‌های میزبان نسبتا اندک باشد، این سیاه‌چاله‌ها از سرعت کافی برای رشد برخوردارند. البته شرایط دیگری هم برای درست بودن این پیش‌بینی لازم است که دانشمندان در حال بررسی درستی آنها هستند.

 



منبع خبر : New Scientist



[ شنبه 24 تیر 1385 - 02:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]
جمعه 23 تیر 1385


[ جمعه 23 تیر 1385 - 01:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مسافر ] [عمومي , ] [+]

 

 

+
+ بارش شهابی ((‌منبع سایت پارساسکای))
+ اختر شناسان آمریكائی ادعا می كنند كه ممكن است پدیده ای بنام سیاه چاله وجود نداشته باشد
+ زمین بزرگ و باز نیست
+ دوست معمولی و دوست واقعی
+
+ ترکیبی شگفت‌انگیز از آب و خاک و سرما
+ سیاه‌چاله‌ها حتی قوانین فیزیک را هم می‌بلعند!
+ پیچ‌وتاب‌های اسرارآمیز ماه
+ An Intermediate Polar Binary System
+ سحابی پنجه گربه
+ Elliptical Galaxy Centaurus A from CFHT
+ The Antennae
+ Wind from a Black Hole
+ چرندیاتی دیگر....


صفحات :
1 2 3